سه شنبه , ۲۱ آذر ۱۳۹۶
آموزش وردپرس
خانه / موسیقی / نادر گلچین؛ خواننده‌ی مولف

نادر گلچین؛ خواننده‌ی مولف

هفته نامه صدا: «نادر گلچین» در آخرین روزهای تابستان برای همیشه خاموش شد؛ رفت در خانه ابدی اش، مثل تمام آدم هایی که سال هایی زندگی می کنند و بعد می میرند؛ مرگ او اما با مرگ های دیگر فرق می کند. او مثلِ خیلی از هنرمندان موسیقی این سرزمین، دو بار مرد. یک بار زمانی که نتوانست به فعالیت های هنری اش ادامه دهد و یک بار که فرشته مرگ او را به سوی خود فرا خواند.

او قریب به یک ماه در تختی در بیمارستان گاندی رنج کشید تا برای همیشه رنج هایش را فراموش کند و یادمان بیندازد که تنها صداست که می ماند؛ اگرچه از سال ۵۴ نخواند. آنطور که خودش تعریف می کرد رئیس وزارت فرهنگ و هنر آن زمان بر اساس یک کینه شخصی با او به مشکل خورد؛ سال ها بعد پشیمان شد؛ اما «نادر گلچین» دیگر نخواند که نخواند: «در ظاهر اینطور نشان نمی دهم ولی به قول شاعر «بر ظاهر آباد من امید مبند/ من خانه ویرانه ام از من بگریز» وزیر فرهنگ آن زمان به خاطر مسئله بی اهمیتی به من غضب کردند، اما قدرت دست ایشان بود.

 
البته بعدها خودشان بارها دنبال من فرستاد؛ اما من نپذیرفتم و به شکل خودخواسته ای معاف از خدمت باقی ماندم و هیچ حق و حقوقی هم از دستگاه نگرفتم. بعد از آن خودم یک شرکت خصوصی دایر کردم و کار موسیقی ام را ادامه دادم؛ ولی کار در رادیو را همچنان ادامه می دادم تا این که بعد از انقلاب، روند کندتر شد و ما هم به همان صورت به فعالیت های مان ادامه می دادیم. به طور کلی وقتی سن یک هنرمند از ۵۰ سال بالاتر می رود رفته رفته کم کارتر می شود.
 
 نادر گلچین؛ خواننده مولف
 
این اتفاق زمانی پررنگ تر می شود که محیط اطراف سازگار نباشد. من نیز به تنگنا افتادم و به میل و اراده خودم چند سالی گوشه نشین شدم و از خلق موسیقی کناره گرفتم؛ ولی همچنان به یک فراز از موسیقی یا یک کلام از شعر فارسی عشق می ورزم. من شعر و موسیقی را به شکل دیوانه واری دوست دارم. هیچ وقت از موسیقی جدا نبودم.
 
حتی زمانی که کناره گرفتم و کاری را ضبط نکردم، باز هم عاشق موسیقی بودم. بعد از انقلاب سه سی دی ضبط کردم که هر کدام کیفیت خاص خودش را دارد. حالا که ۸۱ ساله شدم مثل همان کودکی هایم به موسیقی و شعر فارسی عشق می ورزم.»

او صدایی خاص با سوزی پنهانی و نیز پخته و پرورده داشت و همین خصوصیت سبب می شد تا از معدود خوانندگانی باشد که با ارکسترهای متعدد همکاری کند. او همچنین از تحریرهای شمرده و پخته آوازی برخوردار بود و از تمامی ظرفیت های صدایی اش بهره برد. او اما توانایی بسیاری در حوزه ادبیات نیز داشت و شعر را به خوبی می شناخت.

 
گلچین با بسیاری از آهنگسازان و هنرمندان از جمله فریدون شهبازیان، عماد رام، مجتبی میرزاده، حسن یوسفی زمانی، عبدالکریم مهرافشان، عباس خوشدل، همایون خرم، مهدی خالدی، محمد حیدری، فرامرز پایور و دیگران همکاری داشته است. او اما در همین مدت هم آثار منتشر نشده ای دارد که حالا امیدواریم که منتشر شوند. آثاری که در آرشیو شخصی اش وجود دارد و در تمام این سال ها مجال انتشار نیافت.

قطعات «یوسف گم گشته»، «مرغ سحر»، «ناوک مژگان»، «قصه شهر عشق»، «مسبب»، «من دیگه بچه نمی شم» و آلبوم های «گریز»، «نفس باد صبا»، «زلف بنفشه» از برجسته ترین آثاری هستند که او در این سال ها خوانده است.

گلچین از هیچ کس تقلید نکرد

سالار عقیلی خواننده موسیقی ایرانی از نادر گلچین گفت

زینب مرتضایی فر: سالار عقیلی – خواننده جوان و پر کار موسیقی سنتی ایران – همواره در اظهارنظرهایش درباره خوانندگان پیشین با احترام بسیار سخن می گوید. او بر این اعتقاد است که منزلت گلچین نیز مانند بسیاری از اهالی موسیقی در زمان حیاتش در نظر گرفته نشد و این را افسوس بزرگی می داند. با او درباره این خواننده گفتگو کرده ایم:

استاد نادر گلچین خواننده موسیقی ایرانی به تازگی درگذشتند و جامعه موسیقی را داغدار کردند. شما به عنوان یکی از خوانندگان نسل جوان چه نظری نسبت به ایشان و آثارشان دارید و آیا برخوردی با ایشان داشتید؟

– جا دارد ابتدا این نکته را بیان کنم که احترام همه استادان پیشکسوت موسیقی بر جوان ترها و شاگردان واجب است و در واقع از نظر بنده این وظیفه هر هنرمند جوانی است که به پیشکسوت ها احترام بگذارد. استاد نادر گلچین استاد پیشکسوت موسیقی به تازگی درگذشتند، بنده این اتفاق تلخ را تسلیت عرض می کنم و از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدم. متاسفانه در کشور ما قاعده اینطور شده که هنرمند تا زنده است قدرش را نمی دانند و بعد که فوت می کند، تازه به این فکر می شود که چه گنجینه ای را از دست داده ایم. به قول شهریار: «تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/ روزی سراغ وقت من آیی که نیستم». درباره استاد گلچین هم همینطور شد و حالا جای خالی شان مانده و افسوس این که چرا تا زمانی که در قید حیات بودند، قدرشان دانسته نشد.

 
نادر گلچین؛ خواننده مولف

زمانی که استاد زنده بودند این افتخار را داشتم که چند باری خدمت شان باشم. آخرین بار زمانی بود که آلبوم «از تنهایی گریه مکن» منتشر شده بود. آلبوم را شنیده و پسندیده بودند. در این دیدار نسبت به بنده بسیار محبت داشتند و راجع به آلبوم با من حرف زدند. خلاصه که من را شرمنده کردند و از کار خیلی تعریف کردند. طبعا نظر مثبت ایشان به عنوان یکی از مفاخر موسیقی کشور برایم بسیار ارزشمند بود و خوشحالم کرد. آثار ایشان هم بسیار لطیف و شنیدنی هستند و قطعه «مرغ سحر»شان را خیلی دوست دارم و هر وقت می شنوم لذت می برم.

از نظر شما چه چیزی آثار ایشان را متفاوت از دیگر خوانندگان می کند؟

– صدای استاد نادر گلچین کامل برای خودشان و متعلق به خودشان بود، به این معنی که به صدای هیچ هنرمند دیگری شباهت نداشت. به دور از هر گونه تقلید می خواندند و شیوه مختص خودشان را داشتند. اغلب هنرمندان از هنرمندی که پیش از خودشان فعالیت داشته تقلید کرده و یا شیوه کاری او را به نوعی پایه کار خودشان قرار می دهند. در واقع می توان گفت ۸۰ درصد خواننده ها از هنرمندی که قبل تر فعالیت کرده، تقلید می کنند.

 
آن دوره بسیاری از طاهرزاده، اقبال السلطان و بنان تقلید کرده اند، اما استاد گلچین از هیچ کس تقلید نکرده. سبک لطیفش، صدای مخملی اش و تکنیک هایش همه مختص خودش هستند و او کاملا به شیوه خودش خوانده است.

ایشان از جمله شخصیت هایی بودند که در جامعه موسیقی افراد با طرز فکر و دیدگاه های مختلف، هم قطعاتی که اجرا کرده اند را دوست دارند و هم شخصیت شان را. این در حالی است که چنین اتفاقی برای کمتر هنرمندی رخ می دهد. شما دلیل محبوبیت ایشان را در چه می دانید؟

– فکر می کنم این سوالی است که باید بیشتر از خواننده ها و هنرمندان هم دوره ایشان پرسیده شود چرا که بنده هم دوره استاد نبوده ام و چندان حشر و نشری با ایشان نداشته ام، اما در هر صورت در برخوردهایی که با ایشان داشتم، بسیار خوشرو، مهربان و متواضع بودند و در کنار این موارد همانطور که گفتم در عرصه فعالیت های هنری شان هم شخصیتی برجسته و صاحب سبک و شیوه بودند و این موارد از ایشان شخصیتی ساخته که مورد تایید و علاقه افراد زیادی باشد.

هر وقت صحبت از استادان پیشکسوت به میان می آید، در کنارش خواه ناخواه مقایسه ای هم با نسل جوان انجام می شود. اصلی ترین مقایسه هم که این روزها با توجه به شرایط جامعه به مسائل مالی بر می گردد و بارها شنیده ایم هنرمندان نسل های قبل تر از این می گویند که نسل امروز، موسیقی را تجاری کرده است. پس از درگذشت آقای گلچین هم دوباره این بحث مطرح شد که ایشان برخلاف نسل امروز به موسیقی نگاه تجاری نداشته اند. شما می پذیرید که خوانندگان هم نسل شما این نگاه را دارند یا خیر؟

– من این حرف را می پذیرم. کاملا درست است.

چه اتفاقی افتاده که نقش مسائل مالی برای این نسل مهم شده است؟

– نسل قدیم در شرایط کاملا متفاوت با ما زندگی می کرده است. امروز شکل و شرایط زندگی در زمان ما با آن دوران خیلی متفاوت است. اگر نگاهی به شیوه زندگی در گذشته بیندازیم می بینیم همه چیز به سرعت تغییر کرده است و حتی از یک دهه پیش تا امروز سبک زندگی با سرعت چشمگیری تغییر کرده است. در گذشته زندگی اصلا به اندازه امروز سخت نبوده است. هزینه ها کمتر بود و مردم نیازهای شان با امروز بسیار فرق داشته است. ما در دوره ای زندگی می کنیم که برج زندگی بیشتر از خرج آن شده است و دیگر با تامین نیازهای اولیه، مسائل زندگی حل نمی شود.

 
از اجاره خانه ها گرفته تا همه هزینه های کوچک و بزرگ دیگر قابل مقایسه با گذشته نیستند. قدیم نه اینقدر گرانی بوده و نه اینقدر سرعت تکنولوژی اما حالا نه فقط هنرمندان بلکه همه جامعه مدام در تلاشند تا در این شرایط جدید و با این سرعت تغییرات بتوانند پیش بروند. این اتفاقات و تغییرات گریبان همه را گرفته و مسئله فقط هنرمندان نیستند. هنرمندان هم مثل همه مجبورند در کارشان مسائل مالی را هم لحاظ کنند و از پس زندگی شان بربیایند.
 
نادر گلچین؛ خواننده مولف

گلچینی از همه موسیقی ایران

علی جهاندار خواننده موسیقی ایرانی درباره زنده یاد نادر گلچین

علی جهاندار خواننده موسیقی ایرانی است که نزد محمدرضا شجریان به تحصیل آواز پرداخته و پس از انتشار آلبوم های متعدد اکنون بیش از هر چیز به آموزش آواز مشغول است. او همچنین در حال تهیه اثری است که ردیف های آوازی را آموزش می دهد. با جهاندار درباره جایگاه استاد نادر گلچین در موسیقی کشورمان گفتگو کرده و به بررسی موضوعاتی چون توجه نسل جوان به آثار ایشان و چگونگی بازخوانی آثار این استاد موسیقی کشورمان پرداختیم. جهاندار، گلچین را خواننده بهترین قطعه «مرغ سحر» دانسته و رسیدن به زیبایی و سادگی آثار این خواننده را اتفاقی می داند که کمتر کسی از پس آن بر خواهد آمد.

استاد نادر گلچین به تازگی از میان ما رفتند، نظرتان راجع به ایشان چیست؟

– به نظرم زنده یاد نادر گلچین باید به خودش ببالد، ایشان از معدود افرادی است که مورد تایید همه بزرگان موسیقی است و این اتفاقی نیست که برای هر کسی رخ دهد. از استاد ایرج گرفته تا زنده یاد حسن کسایی و دیگران همگی به ایشان علاقه داشتند و چه در زمان حیات شان و چه حالا که از میان ما رفته اند، همه به نیکی از ایشان یاد می کنند. کمتر کسی در موسیقی کشورمان وجود داشته که تا این حد مورد توجه، علاقه و تایید بزرگان موسیقی باشد اما آقای گلچین چنین جایگاهی را دارند و از این جهت باید به حال ایشان غبطه خورد.

با توجه به قطعاتی که خوانده اند ایشان را از نظر هنری دارای چه جایگاهی می دانید؟

– آقای گلچین بسیار زیبا با درک و فهم می خواند. شعر را خوب می شناخت و به ادبیات مسلط بود و با تکیه بر همین نکات خودش را یک سر و گردن از بقیه خواننده ها بالاتر نگه داشته بود. همینطور باید تاکید کنم صدایش بسیار زیبا بود. با اندیشه و فکر می خواند و در کنار همه توانایی های هنری اش شخصیت خاصی هم داشت.

 
متانت، آرامش و بزرگ منشی ایشان از جمله خصوصیات اخلاقی است که همه کسانی که ایشان را می شناختند، تاییدش می کنند. انسانی بسیار خوش اخلاق، خوشرو و مهربان بود و مجموع این خصوصیات از ایشان شخصیتی والا ساخته بود که همه دوستش داشتند و تاییدش می کردند. می تواتم بگویم ایشان گلچینی از همه موسیقی ما بودند چون هم از نظر هنری و هم اخلاق و شخصیت بسیار وارسته و فروتن بوده و در جایگاه والایی قرار داشتند.

با توجه به این که استاد نادر گلچین چند دهه امکان فعالیت موسیقی را نداشتند، طبیعی بود که تا حدی لااقل برای نسل های جوان کمتر شناخته شوند. اما جالب است که یکی دو سال است جوان هایی که چندان اهل موسیقی نبوده و در این عرصه فعالیت حرفه ای هم ندارند، به سمت آثار ایشان جلب شده اند. دلیل این اتفاق را در چه می دانید؟

– همیشه کار خوب مانند الماس می درخشد، ممکن است زمان خاکی روی آن بریزد اما ذاتش درخشان و ارزشمند است و به همین علت دوباره از زیر خاک بیرون می آید و خودش را نشان می دهد. کارهای نادر گلچین هم مانند گوهری ارزشمند در گنجینه موسیقی کشورمان حضور دارد؛ گنجینه ای که بی شک با گذر زمان بیشتر شنیده می شود. باید گفت نادر گلچین هرگز گم نمی شود و همین توجه ها دال بر ارزش بالای شیوه کاری اوست.

 
نادر گلچین؛ خواننده مولف

شما فکر می کنید نسل جوان در گذر زمان ارزش کارهای ایشان را بیشتر درک خواهد کرد؟

– همیشه زمانه طوری پیش می رود که برخی هنرمندان بزرگ در زمان حیات شان آنقدر که باید دیده نمی شوند اما با وجود این شرایط هم هنرمند بزرگ با گذر زمان نه گم می شود و نه کمرنگ. دوباره نسل های بعد گوهر ارزشمند را پیدا می کنند و از کنارش ساده نمی گذرند. حالا هم که می بینیم شرایط طوری پیش می رود که خیلی از بزرگان آواز سرزمین مان به دلایلی کنار گذاشته می شوند. آنها فقط کنار گذاشته می شوند و هرگز گم نخواهند شد. من مطمئنم با گذر زمان جوانان بیشتر و بیشتر به سمت آثار گلچین می روند و با آن ارتباط برقرار می کنند.

در گذر از این وادی به احتمال زیاد قطعات زنده یاد گلچین بازخوانی هم خواهد شد. این اتفاق را برای آثار ایشان چطور ارزیابی می کنید؟

– بازخوانی خیلی هم خوب است اما به شرط این که خواننده وقتی کاری را بازخوانی می کند لااقل توان این را داشته باشد که کار را به اندازه خواننده اصلی و یا نزدیک به او خوب بخواند. خواننده در شرایط بازخوانی باید بتواند کار را با پختگی، مهارت و دقت اجرا کند. بسیار تمرین کند و به قطعه مسلط باشد. اینطور نباشد که بازخوانی ضعیف باشد و در مقایسه با قطعه ای که بر اساس آن اجرا شده، افت زیادی داشته باشد.

 
درباره بازخوانی آثار نادر گلچین هم باید تاکید کنم آثار ایشان بسیار ریشه دار و عمیق خوانده شده و به همین دلیل هم بازخوانی اش توانایی زیادی را می طلبد و هر کسی از عهده این کار بر نمی آید. بازخوانی کارهای گلچین شوخی نیست!

مثلا بازخوانی چه قطعه ای از ایشان را دشوارتر می دانید؟

– ایشان در کارنامه فعالیت های موسیقایی اش قطعات بسیار زیبایی دارد و همینطور قطعه ای چون «مرغ سحر» که زیبایی و لطافتش زبانزد خاص و عام است. از نظر بنده ایشان بهترین اجرای این اثر را داشته است و طبعا بازخوانی آثار چنین خواننده ای باید خیلی خوب انجام شود.

ممکن است افرادی که به طور تخصصی آواز ایرانی کار نکرده اند تصور کنند آواز و تصنیف خواندن به شیوه آقای گلچین کار چندان دشواری نیست. شنیده ام که برخی می گویند ایشان ساده و زیبا می خواند و این کار خیلی سخت نیست. نظر شما چیست؟

– کاملا مخالف این حرف هستم، می گوییم زنده یاد گلچین ساده و زیبا می خواند. ساده و زیبا خواندن یعنی چه؟ آیا سادگی و زیبایی راحت به دست می آید؟ مسلما نه. پشت این زیبایی و سادگی یک دنیا تجربه و تلاش وجود دارد. سادگی و زیبایی عمق دارد و رسیدن به این عمق مهم است. این که خواننده شعور چگونه خواندن را داشته باشد، رنگ صدایش و تکنیک هایش در خوانندگی باید به مرحله بالایی برسد تا بتواند زیبا و ساده بخواند و به این راحتی نمی شود به چنین مرحله ای رسید. بسیاری از تصنیف های زنده یاد بنان را افراد مختلف خوانده اند اما هر که خوانده از لحاظ زیبایی کار، بالاتر از اجرای بنان نرفته که هیچ، پایین تر هم آمده است.

سعدیِ موسیقی معاصر

داوود گنجه ای از دوستی پنجاه ساله اش با گلچین گفت

استاد نادر گلچین از نظر شما چه جایگاهی در موسیقی داشت؟

– نادر گلچین یکی از کسانی است که در زمینه موسیقی صدایی منحصر به فرد داشت. حالت گرم و خاصی که درست مثل شخصیتی برای خودش و خاص خودش بود. مرد آرام و ادیبی که هم ادبیات را می شناخت و از نظر ادبی انسان باسوادی بود و هم در تمام عمرش صرف نظر از این که خودش اجازه کار دارد یا نه به دنبال ارتقای موسیقی بود و برای هنر زحمت می کشید چه زمانی که در وزارت فرهنگ و هنر قدیم بود، چه زمانی که در رادیو کار می کرد و چه در آثاری که منتشر کرد همیشه فقط به دنبال همین یک هدف بود و در مسیر ارتقای هنر حرکت می کرد. ما ۵۰ سال دوست بودیم و دوستی پنجاه ساله برای خودش دنیایی است.

 
نادر گلچین؛ خواننده مولف

چه در زمان حیات و چه حالا که استاد فوت کرده اند همه از حسن خلق ایشان حرف می زنند. پس با این اوصاف شما با اخلاق ایشان بسیار آشنا بوده اید. نظر شما در این باره چیست؟

– برای من حرف زدن از خلقیات نادر گلچین و خاطراتی که با او داشته ام بسیار دشوار است. زنده یاد گلچین بسیار مؤدب بود و هرگز نشنیدم از کسی بد بگوید. متانت ایشان مثال زدنی بود. ما ۵۰ سال رفاقت داشتیم و من هرگز ندیدم ایشان کسی را برنجاند و حرف تلخی بزند. موسیقی همیشه برایش یک وسیله بود.

 
هر چند هنر در نگاهش جایگاه والایی داشت و خودش هم هنرمند خوبی بود اما انسانیتش همیشه بر هنرش می چربید. هیچ وقت وارد هیچ دار و دسته ای نشد. دنبال مال دنیا نبود و همیشه همان نادر گلچین با اخلاق، با کلاس و با شخصیت باقی ماند و تا آخر عمرش هیچ چیز نتوانست عوضش کند.

در خوانندگی، ایشان را چطور می بینید؟

– اشعار را خیلی خوب ادا می کرد و به این مسئله بسیار دقیق و حساس بود. از نظر فنی در خوانندگی اش هیچ چیز کم نداشت و عالی بود، قطعاتی که خوانده خیلی خوب است و شنیدن شان همیشه برایم لذت بخش است. می توانم بگویم نادر گلچین انسان وارسته ای بود که همیشه شیک بود و با احترام با همه برخورد می کرد. در کنار اینها کارش هم ویژه بود. رنگ صدایش را دوست داشتم. تحریرهایش عالی بود.

آقای گلچین سال های زیادی را ممنوع الفعالیت بودند، سال هایی که بیماری حنجره شان هم شروع نشده بود و می توانستند به خلق اثر هنری بپردازند. در آن سال ها هیچ وقت گلایه ای از ایشان شنیدید؟

– نه. ایشان خیلی ماخوذ به حیا بود و حرفی نمی زد. من هم برای آن سال های از دست رفته متاسفم اما خوشحالم که خانه موسیقی با ایشان ارتباط خیلی خوبی داشت و در تمام جلسه ها و نشست ها از ایشان دعوت می کرد. هر وقت هم دعوت می شد، می آمد، مثل خیلی ها ناز و ادا نداشت و بی ریا می آمد. در نهایت فروتنی و بدون هیچ منیت و غروری.

گفتید استاد به هنر نگاه متعالی داشتند و درگیر مال دنیا نشدند. اگر نگاه ایشان را با نگاه خواننده های نسل جدید مقایسه کنید به چه می رسید؟

– هنرمندان نسل جوان امروز هنر را برای تجارت می خواهند و مسائل مالی برای شان خیلی مهم است اما گلچین هرگز به هنر چنین نگاهی نداشتند. در کل هنرمندان نسل قبل هنر را به مثابه یک امر متعالی نگاه می کردند و درباره اش کار می کردند و نگاه شان با نسل امروز بسیار متفاوت بود. معتقد بودند هنر انسان را حرکت می دهد و به آسمان می برد و این مسیر در عرصه هنر به عشق بیش از هر چیزی توجه داشتند و توجه شان به امور معنوی عرصه هنر بود تا امور مادی. این نکته را هم بگویم که نادر گلچین، موسیقی را خیلی خوب درک کرده بود و جا دارد جوان ها به آثار او رجوع کنند و با بررسی شیوه کاری اش نقاط قوت را پیدا کنند و از آن درس بگیرند.

ایشان چه نگاهی به موسیقی داشت که از نظر شما می تواند درسی برای خوانندگان جوان باشد؟

– گلچین موسیقی را سهل و ممتنع می دید و می خواند.

همان شیوه ای که سعدی در آثارش دارد.

– بله. به همین دلیل شاید جوان ها آثارش را بشنوند و با خودشان بگویند اینطور خواندن کاری ندارد و به خیال شان ساده باشد، اما وقتی وارد شوند متوجه پیچیدگی های خاص کار گلچین می شوند. البته تاکید می کنم گلچین اخلاق و کردار خوب هم کنار اجراهای خوبش داشت و همه چیزش از درون می جوشید. درونی باصفا داشت و پر از انسانیت که روی موسیقی اش هم تاثیر داشت. در مراسم تشییع این هنرمند همه متفق از خوبی های اخلاق و کردارش می گفتند و به آرامش همیشگی اش اشاره می کردند که نکته مهمی است.

 
نادر گلچین؛ خواننده مولف

در پایان اگر نکته دیگری دارید بفرمایید.

– باید بگویم ما خواننده ای را از دست دادیم که نظیرش شاید تا سال ها و شاید هیچ وقت به وجود نیاید. گلچین یکی از با اخلاق ترین، عجیب ترین و صمیمی ترین دوست و خواننده ای بود که می شناختم. خلاصه که حیف شد نادر گلچین رفت… درگذشت این هنرمند عزیز را به خانواده اش و همه هنردوستان تسلیت می گویم. کاش قدر هنرمندان را بیشتر بدانیم و تا زمانی که زنده اند به یادشان باشیم.

با علی تفرشی خواننده ای که در نوجوانی محو صدای نادر گلچین در رادیو شد

از خواننده صدایش را بگیری، چه می ماند؟

سید علی تفرشی فارغ التحصیل هنرستان عالی موسیقی با درجه فوق لیسانس آهنگسازی است. او تاکنون آثار در فرم ها و سبک های مختلف ساخته و تنظیم کرده است. از علی تفرشی تاکنون آلبوم های «دیوانه شو»، «شمارش» و «تو کجائی همه عشق» به بازار موسیقی عرضه شده است. این خواننده نخستین مواجهه خود را با استاد گلچین در مصاحبه زیر شرح داده و از این مین گوید که صدای شیوا و رسای گلچین در نوجوانی روی او تاثیر گذاشته و تا مدت ها با همان سن و سال کم سعی کرده مانند ایشان بخواند. تفرشی این را هم می گوید که بایکوت خواننده و استفاده نکردن از نعمت وجود هنرمندان برای جامعه آسیب های فراوانی خواهد داشت.

به خاطر دارید که نخستین بار چه زمانی صدای استاد نادر گلچین را شنیدید؟

– بله. کاملا به یاد دارم. اولین باری که صدا یایشان را در رادیو شنیدم قطعه «کاروان» با مطلع «نوای کاروان امشب زند آتش به جانم/ خدایا برملا شد برملا شد راز نهانم». بسیار از این قطعه تاثیر گرفتم و برایم خیلی خوشایند و ناب بود. در همان سن نوجوانی سعی می کردم این قطعه را بخوانم. ترانه را حفظ کرده بودم و سعی می کردم آن را مثل استاد گلچین اجرا کنم. آنقدر که در جمع دوستانم هم همه از من می خواستند «کاروان» را برای شان بخوانم. من هم سعی می کردم حالت هایش را مثل خود استاد اجرا کنم.

 
در واقع این قطعه نخستین آشنایی من با استاد گلچین بود. قطعه ای بسیار دلچسب که بعدها متوجه شدم خواننده اش علاوه بر صدایی منحصر به فرد، شخصیتی خاص و قابل احترام دارد. ایشان را چند بار در برنامه های تلویزیونی و یکی دو تا محفل و نشست موسیقی ملاقات کردم. بسیار خوشرو بودند و خوش صحبت و خوش بیان. انسان واقعا سالم، وارسته و دوست داشتنی دور از حاشیه ای که تاسف می خورم در زمان حیات شان آنطور که باید از ایشان استفاده نشد و برای همیشه از دست شان دادیم.

منظورتان سال های طولانی است که ایشان ممنوع الفعالیت بودند؟

– بله. ایشان صدای بی نظیری داشت و در تکنیک های خوانندگی هم بسیاری از اهالی فن درباره توانایی ایشان سخن گفته اند. آن وقت صاحب چنین صدایی بیش از سه دهه بایکوت بود و همین خیلی تاسف و تعجب دارد. یک صدای بکر و ناب پر از احساس و دارای تکنیک اجرای عالی سال های زیادی از جوانی اش را که باید می خواند و اثر هنری خلق می کرد، اجازه فعالیت نداشت.

 
استاد نادر گلچین صدایی تکرار نشدنی در عرصه موسیقی کشورمان، خواننده ای که بدون تقلید از هیچ کس می خواند، سرمایه ای بود که از آن به درستی بهره نبردیم و با مرگ ایشان گنجینه ای را در خاک نهادیم.
 
 نادر گلچین؛ خواننده مولف
و حالا هم آقای گلچین را برای همیشه از دست داده ایم. فقط احساس تاسف برای مان باقی مانده و راهی هم نیست.

– نمی دانم دلیل رفتاری که با استاد شد چه بود اما به جای اظهار تاسف می شد بهره های خیلی بیشتری از ایشان برد، اما همانطور که شما اشاره کردید، شرایط به گونه ای پیش می رود که فقط دریغ و افسوس می ماند برای مان. نادر گلچین یک خواننده تکرار نشدنی بود، خواننده ای که می توانست با اجراهای بیشتر و انتشار آثار بیشتر گنجینه صوتی غنی تری برای مان به یادگار بگذارد و روی نسل بعد از خود تاثیر بیشتری داشته باشد. هر چند که آثار به جا مانده از ایشان بسیار پخته و ارزشمند است و شنیدن آن لذتبخش.

شما هیچ وقت اعتراضی از ایشان شنیدید؟

– نه. زنده یاد گلچین خیلی از حاشیه ها به دور بود و هرگز لب به اعتراض باز نکرد ولی مسلما راضی نبودند. هیچ هنرمندی از سکوت راضی نیست و می خواهد بدرخشد. از خواننده صدایش را بگیری، مگر می تواند حال خوبی داشته باشد؟ هر چند که استاد از دست رفت و راهی برای جبران درباره ایشان نیست، اما کاش از اشتباهات تاریخی و فرهنگی مان درس بگیریم و اجازه ندهیم تکرار شوند.

شاید بخشی از ماجرا به این مسئله بر می گردد که حاکمیت ما هنوز سر ماجرای موسیقی به نتیجه مشخصی نرسیده است.

– مسئله فقط موسیقی نیست، باید مسئله را بزرگ تر و در سطح همه هنرمندان بررسی کرد. می خواهم این سوال را مطرح کنم که آیا هنرمند برای جامعه نعمت نیست و برای فرهنگ، تاریخ و تمدن تاثیرات و نتایج مثبتی به بار نمی آورد؟ ما این نکات کلیدی و مهم را فراموش کرده ایم و تا زمانی که یاد نگیریم چگونه از ظرفیت های خودمان درست استفاده کنیم، راه برای تهاجم فرهنگی باز می ماند. هر قدر به موسیقی جدی مان پرداخته نشود، فضا برای موسیقی مبتذل بازتر می شود. این در حالی ناست که وقتی جامعه از موسیقی ارزشمند پر شود، ناخواسته فضا برای موسیقی نامناسب بسته می شود.

 
هنرمندان می آیند و می روند، عمر محدودی دارند و باید از آنها بهره برد. این که بایکوت و سانسور کنیم و از نعمت وجود هنرمند بهره نبریم و دانش و توانایی اش به نسل بعد منتقل نشود برای جامعه ضرر و آسیب است. مدام در حال تلاشیم تا مشکلات جامعه را حل کنیم. این در حالی است که موسیقی می تواند این کار را تا حد زیادی انجام دهد. افلاطون می گوید اگر می خواهی فرهنگ مملکت را بشناسی ببین موسیقی اش چیست. نمی خواستم زیاد از بحث استاد دور شویم اما برخی نکات را اگر دوباره بررسی کرده و اشتباهات مان را پیدا کنیم می توان جلوی تکرار اتفاقات تلخی از جمله آنچه بر آقای گلچین گذشت را گرفت.

در پایان اگر نکته ای دارید، بفرمایید.

– باز هم می گویم حیف و صد حیف که نادر گلچین فرصت و شرایط این را پیدا نکرد که آثار بیشتری برای مان به جا بگذارد. همچنین درگذشت ایشان را به خانواده شان، جامعه هنری و همه هنردوستان تسلیت می گویم.

همچنین ببینید

1488241_499.jpg

اجرای شهر – بازی؛ دل خوشیِ تهران فرتوت به وارثانش

ماهنامه تجربه – محمدخلیلیان، سیامک قلی زاده: اجرا شهر-بازی از مهم ترین اجراهای سال های …