چهارشنبه , ۴ بهمن ۱۳۹۶
آموزش وردپرس
خانه / موسیقی / لاله زار، دانشگاه موسیقی «کوچه بازاری»

لاله زار، دانشگاه موسیقی «کوچه بازاری»

هفته نامه نکته – علی نیکزاد، میلاد جلیل زاده: پرسیدم عارف را می شناسی؟ پاسخ منفی داد. پرسید عباس قادری را می شناسی؟ لبخند زد و با شوق ترانه «پارسال بهار…» را تقریبا به همان سبک اصلش و با همان لحن به طور کامل برایم خواند. این واکنش جوان دهه هفتادی بود وقتی داشتیم راجع به موسیقی و خوانندگان مورد علاقه مان صحبت می کردیم. عمر موسیقی کوچه بازاری را کمتر از ۴۰ سال برآورد کرده اند. آغازش دهه ۱۳۲۰ و پایانش ۱۳۵۷٫
 
اما چگونه است که بسیاری از ایرانیان چه کهنسالان چه حتی جوانان بیست و چند ساله آن نوع موسیقی را می پسندند؟ آیا فقط عمر تولید موسیقی کوچه بازاری تمام شده؟ یا وجود دارد، اما سازبندی ها و نوعی شعرهایش تغییر کرده است؟
 
در دهه ۱۳۲۰ بهرام سیَر و به ویژه قاسم جبلی نوعی موسیقی را در ایران عرضه کردند که بسیار مورد توجه واقع شد و بعدها «کوچه بازاری» نام گرفت. مامن اش شد خیابان لاله زار. لاله زاری که اواخر قاجار و در طول پهلوی اول و اوایل پهلوی دوم «شانزه لیزه» تهران بود، اما از اوایل دهه ۳۰ خیابان های مدرن تری در تهران ساخته شده بود و پاتوق شیک پوشان و محل خوشگذرانی اعیان دیگر لاله زار نبود.
 
هر چند پررونق ماند و طبقات پایین تر جامعه مشتریان هر شب میکده ها و سینماهایش شدند. اتفاقا ترانه های کوچه بازاری به مذاق پایین نشینان بیشتر خوش می آمد.
 
 لاله زار، دانشگاه موسیقی
 خیابان لاله زار دهه ۲۰ 
 
غائله مصدق و توده ای بازی و بحران سازی طایفه های سیاسی ختم شده بود. پهلوی دوم میخش را کوبیده و خیابان های تهران آرام شده بود. در آرامش نخستین اتفاق، پاگرفتن زمینه تفریحات دید است. ویگن جوان که الویس پریسلی را به ذهن می آورد، عاشقانه های پرشورش را برای «بالاشهری ها» زمزمه می کرد: «مهتاب ای مونس عاشقان روشنایی آسمان» و البته جنوب شهری ها هم در شب های لاله زار مشتری صدای مستحکم و وسیع قاسم جبلی می شدند که می خواند: «مهتابِ نقره سرزد مریم بیابیا/ انگشتری به در زد مریم بیابیا/ ستاره میزنه سوسو/ اشاره میکنه ابرو».
 
می گویند قاسم جبلی در جوانیش با «ام کلثوم» خواننده افسانه ای عرب دیدار کرده است. او دلبسته زبان و فرهنگ و موسیقی عربی شد. از همین رو بود که ترانه هایش حال و هوای موسیقی عربی داشت. نوع استفاده توأمان از ویلن و فلوت به همراه ساز کوبه ای که شبیه به تنبک ایرانی بود و سال ها به اشتباه تمپو خوانده می شود، همراه با اشعاری ساده و با مفاهیم عامیانه و نیز موسیقی که در دستگاه ایرانی و مایه هایی از موسیقی عرب یا ترکیه، ترکیبی ساخت که کوچه بازاری نامیده شود. (تمپو در لاتین به معنای ریتم است و وظیفه آن ساز عربی/ جنوبی، نواختن ریتم ضربی و نگه داشتن سرعت ریتم ارکستر بود. بر این اساس ساز یادشده را به اشتباه تمپو می خواندند).
 
این نوع موسیقی به سرعت با اقبال عامه مردم رو به رو شد. چون از کلام ساده در آن استفاده می شد. هم برای غم مردم می سرود هم در شادی ها می شد آن را شنید. بر این اساس «کوچه بازاری» نام گرفت و غیر از لاله زار در نقاط دیگر شهر هم اجرا می شد. بعدها خوانندگان دیگری هم در این سبک موفق شدند از جمله معصومه عزیزی بروجردی یا مهوش که بسیار مشهور و محبوب طبقه فرودست شد.
 
آغاسی که آمد ورق برگشت و محبوبیت ترانه های کوچه بازاری فراگیر شد. واطران آوانسیان، تهیه کننده موسیقی در خاطراتش می گوید: «وقتی آغاسی یا دیگر خوانندگان مشهور کوچه بازاری ترانه یا آلبومی جدید منتشر می کردند کارگران ما سه شیفت کار می کردند تا بتوانیم پاسخ تقاضای بازار را بدهیم چون صفحه های موجود در صفحه فروشی ها به سرعت تمام می شد.»
 
استقبال حیرت انگیز عامه مردم از ترانه های کوچه بازاری باعث شد دیگرانی هم وارد شوند. کسانی همچون عباس قادری، جواد یساری، ایرج مهدیان، داوود مقامی، ایرج حبیبی، علی نظری و… این نام ها ستارگان روی صحنه بودند. اما درواقع جمعیت پرشماری را می توان مولود و محصول بازار بزرگ لاله زار دانست.
 
بازاری که روز به روز بر تعداد جمعیت مشتریانش افزوده می شد، کالا، موسیقی کوچه بازاری بود، استفاده کنندگان از این کالا، مردمی بودند که به اندازه اشعار کوچه بازاری، ساده فکر می کردند و محاسباتشان ساده بود و در نهایت عرضه کنندگانش ترانه سرایان و آهنگ سازان و نوازندگان و خوانندگانی بودند که در بستر حاصلخیز لاله زار پرورش یافتند و رشد کردند.
 
در گفت و گو با دست اندرکاران موسیقی جدی نیز می توان به میزان مهارت و توانمندی نوازندگان لاله زاری که به شکل حرفه ای هر شب به صورت زنده برای جمعیت حاضر می نواختند، برد. زندگی بسیاری از آنان این گونه بود که ظهر از خواب بر می خواستند تا عصر تمرین می کردند و شب هنگام راهی صحنه ای می شدند که جمعیت مشتاق منتظر هنرنماییشان بود.
 
این شکل از زندگی در گذر سال های متمادی نوازندگانی بسیار چیره دست تربیت کرد که اتفاقا مورد توجه آهنگسازان و تنظیم کنندگان موسیقی پاپ/ کلاسیک با موسیقی سنتی یا موسقی کلاسیک ایرانی هم قرار می گرفتند.
 
لاله زار، دانشگاه موسیقی 
نعمت‌الله آغاسی 
 
در دهه ۵۰ با وجود توسعه و رونق چشمگیر و بی سابقه موسیقی پاپ توسط آهنگسازان و تنظیم کنندگان بزرگی همچون واروژان، بابک افشار، بابک بیات، شماعی زاده، آندرانیک، ناصر و منوچهر چشم آذر و ظهور خوانندگان جوانی که مطابق مد روز پاریس و نیویورک و میلان لباس می پوشیدند و به شکل جدیدی می خواندند و بر صحنه ظاهر می شدند، اما آغاسی و یساری و قادری کماکان امپراتوران مارکت موسیقی در ایران بودند.
 
می گویند آخر هفته ها بسیاری از کارگران از شهرستان ها به میکده های لاله زار تهران می آمدند برای دیدن هنرنمایی خوانندگان و شنیدن موسیقی محبوبشان.
 
اسفندیار منفردزاده می گوید ترانه جمعه را برای فرهاد ساخته بود، اما ترس از «نگرفتن» کار با صدای فرهاد باعث شد برای اجرای این ترانه آغاسی را کاندیدا کند! اما پایان کار این بازار پررونق انگار فرا رسیده بود و انقلاب شد.
 
ترانه های کوچه بازاری عموما در برخی دستگاه های موسیقی ایرانی ساخته می شدند و ارزش های اخلاقی طبقه فرودست شاخصه اصلی در متن ترانه ها بود. ارزش هایی مثل عشق پاک، غیرت، سخاوت، پاک دستی، چشم پاکی، حیا، رفاقت، نان حلال و… اما پس از پیروزی انقلاب که در واقع پیروزی فرودستان و مستضغفان بود، موسیقی کوچه بازاری در جبهه پیروز قرار نگرفت. سرنوشتش به میکده ها گره خورد و تعطیل شد. خوانندگانش خانه نشین شدند.
 
سرنوشت نوازندگان کوچه بازاری اما متفاوت بود، چون چهره نبودند و کمتر کسی آنان را می شناخت. عده ای به جریان تولید سرودهای انقلابی پیوستند، عده ای به صدا و سیما رفتند. آنان که اندک تمکن مالی داشتند مهاجرت کردند و باقی خانه نشین شدند.
 
روزگار دیگری آغاز شده بود، سکه رایج زمانه سرود انقلابی بود. در محافل روشنفکری سخن از موسیقی فاخر و متناسب با شأن جامعه انقلابی بود، اما مگر می شد به طبقات فرودست جامعه ایرانی باخ و شوبرت و بتهوون فروخت؟ مگر ممکن بود که به کارگر ساختمانی بگویی قطعات لوریس چکناواریان بشنود و از راننده کامیون بخواهی در جاده ها به ساخته های پرویز مشکاتیان و سروده های هوشنگ ابتهاج و دکلمه های احمد شاملو روی موسیقی از بابک بیات گوش فرادهد؟
 
بازاری در لس آنجلس در حال شکل گیری بود. دست اندرکاران موسیقی پاپ ایرانی آنجا به تولید و پخش موسیقی پرداختند اما جای موسیقی کوچه بازاری خالی بود. انگار این جنس از موسیقی فقط در حال و هوای لاله زار قابل تولید بود و میکده های ایرانی نشین لس آنجلس نیز هرگز نتوانستند کمکی کنند و آنجا هم حیات این موسیقی ادامه دار نشد.
 
بعدها خواننده ای آمد به نام معین که بهره هایی از میراث موسیقی کوچه بازاری را در صدایش داشت و به سرعت محبوب شد. آنقدر که شیوه جدیدی در موسیقی پاپ ایرانی پی ریزی کرد و فراوان خوانندگانی که در داخل و خارج از کشور دنباله روی او شدند. از جمله امید و رضا صادقی و… نام ها و صفت های بسیاری به این نوع موسیقی دادند. انگار همه اکراه داشتند بگویند این همان میراث موسیقی کوچه بازاری است.
 
پس از گذشت ۴۰ سال تولید موسیقی کوچه بازاری کماکان ممنوع است. امروز به سختی می توان قانع شد که این ترانه ها طرفدار داشته باشد. به نظر می رسد محبوبیت فعلی کسانی مثل جواد یساری مربوط است به دوران طلایی این نوع موسیقی، اما هرچه بود این جنس موسیقی گویی بر سر جای خودش نشسته بود، پس اصل بود.
 
موسیقی کوچه بازاری را می توان نوعی از موسیقی دانست که اصیل است و براساس شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مقطعی از تاریخ معاصر ایران به وجود آمد و بر فرهنگ بخش وسیعی از طبقات جامعه ایرانی تاثیرات انکارناپذیر بر جای گذاشت. امروز در پلی لیست های شاد بسیاری از جوانان می توان چند ترانه کوچه بازاری پیدا کرد و البته بسیاری از ترانه هایی که مجوز از ارشاد دارند یا ندارند یا خارج از کشور تولید شده اند را امروز می توان رهاورد میراث لاله زار نامید.

همچنین ببینید

1516271_148.jpg

اقیانوس نغمه ها و ترانه ها

هفته نامه کرگدن – وحید استرون: گفت و گو با «هوشنگ جاوید» پژوهشگر موسیقی مقامی …